نام نویسنده : فيروز جعفرى
تاریخ نشر : تیر 1386
عنوان : اکنشاف ژئوفيزيکى سولفاتهاى شورابه اى د رمنطقه گاوخونى اصفهان به روش گرانى سنجى و مقاومت ويژه الکتريکى
شرح مختصر :
تالاب يا باتلاق گاو خونى موسوم به پلاياى ورزنه يکى از پلاياهاى حوضه آبگير اصفهان و مصب رودخانه زاينده رود
شرح کامل:

تالاب يا باتلاق گاو خونى موسوم به پلاياى ورزنه يکى از پلاياهاى حوضه آبگير اصفهان و مصب رودخانه زاينده رود داراى وسعتى حدود550کيلومتر مربع مى باشد.و يکى از فرورفتگيهاى سيرجان- اصفهان بشمار ميايد.در قسمت شمالى درياچه اى فصلى و کم عمق وجود دارد ودر بخش جنوبى پوسته نمکى همراه با شورابه بين کريستالى وجود دارد.وسعت درياچه بستگى به ميزان شارژ آب در سالهاى مختلف دارد .تالاب گاو خونى بين طولهاى جغرافيايي° 53 و45  ° 52 و عرض جغرافيايى 15  32°و 32° قرار گرفته است.ارتفاع آن از سطح دريا حدود 1440متر است.اين تالاب در شرق ناحيه جرقويه اصفهان و جنوب غربى شهرستان نايين وغرب منطقه ندوشن استان يزد و شمال غربى قرار گرفته است.

                                                       

زمين شناسى منطقه

در نقشه هاى توپوگرافى ،تالاب گاو خونى به شکل يک گلابى از شمال به جنوب ترسيم شده که نوک آن د رقسمت سياه کوه و قسمتهاى عريض در نواحى جنوبى واقع گرديده است.در وسيع ترين قسمت عرض آن حدود 20کيلومتر و طولش کمى بيش ا ز25کيلومتر است.د رحاشيه غربى آن تپه هاى شنى روان (ماسه هاى بادى)بطول 45 کيلومتر از جنوب شرق ورزنه تا چند کيلومترى جنوب شرق مالواجرد ادامه دارد.ارتفاع اين ماسه بادى ها در بلندترين نقطه 1607 متر از سطح آبهاى آزاد ميباشد.در حواشى شمالى،شرقى و جنوبى واحدهاى ژئومورفولوژى نظير مخروطهاى افکنه ،دشتهاى سيلابى،جلگه هاى رسى،مناطق مرطوب و پوسته هاى نمکى را ميتوان نام برد.

تالاب گاو خونى يک حوضه بسته رسوبى است که در ان رسوبات کواترنرنظير گراول،ماسه،سيلت،رس لجن،مارن،گچ و نمک....پرشده و هم اکنون نيز در حال رسوبگذارى است.آبراهه ها ،سيلابها ،و رودخانه هاى متعدد فصلى و دائمى به اين حوضه سرازير ميشوند که مهمترين آنها زاينده رود است.اين زهکشها املاح ،کاتيون و آنيون ها ى سنگهاى خروجى ،نفوذى و رسوبي...سازندهاى مختلف را همراه خود به محيط حمل مينمايند.

از نظر زمين شناسى ساختمانى و نحوه تشکيل ،تالاب گاو خونى قسمتى ازفروافتادگى تکتونيکى مهم سيرجان – اصفهان ،که بيش از 600کيلومتر طول دارد و کم وبيش بموازات روراندگى زاگرس است،بشمار مى آيد.در محدوده تالاب ناحيه اى به وسعت 130کيلومتر مربع درقسمت جنوب باتلاق داراى پوسته نمکى ميباشد.پوسته نمکى در قسمت شمالى خود با چاله مرکزى و درياچه فصلى در ارتباط بوده و در قسمت هاى شرقى و جنوبى به نواحى مرطوب ،کفه رسى و شنهاى ريگى و تراس همراه با آبراهه ها و مسيلهاى مختلف و در سمت غرب ابتدا ناحيه مرطوب و بعد کفه ماسه اى نمکى و سپس تپه هاى ماسه بادى محدود شده است.ضخامت اين پوسته نمکى متفاوت است به طوريکه درحاشيه هاى جنوبى ،شرقى و غربى کمتراز 5 سانتى متر وبعداز آن به طرف مرکز ضخامت بيشتر مى شود وبه بيش از 1متر ميرسد.در زير اين پوسته نمکى يک واحد ماسه بادى آبدار به ضخامت متوسط 10متر د رحفاريها ديده شده که احتمالا در زير بخش زيادى از پوسته نمکى گسترش دارد.پوسته نمکى در سطح ظاهرى به صورت چندوجهى هاى نامنظم است که به دليل آبدار بودن و پيشروى و پسروى آب،پوسته کاملا خشک نمى شود.نحوه تشکيل نمک به اين صورت است که درمواقع سيلابى سطح منطقه پوشيده از آب و گل و لاى ميشود و لجن سياه رنگ رسى را از خود برجا ميگذارد که  

در فصول گرم وخشک تحت تاثير تبخير شديد نمک با ضخامتهاى مختلف ته نشين ميگردد.اين نمک قابل استخراج بوده و دربخشهاى غربى و جنوب غربى به علت شيب منطقه گسترش بيشترى داشته و هم اکنون استخراج ميشود.

هدف از انجام مطالعات ژئوفيزيک

هدف از انجام مطالعات ژئوفيزيک يافتن محلهايى است که ميتواند از نظر تمرکز کانى هاى سولفات سديم مناسب باشد.در اين رابطه توجه به نکات و موارد زير حائز اهميت ميباشد:

  • حجم ماده معدنى مورد کاوش بايد به اندازه اى باشد تا خصوصيات فيزيکى آن قابل تمايز با خصوصيات تشکيلات دربرگيرنده ى آن باشد.
  • داشتن اختلاف خصوصيت فيزيکى مناسب با تشکيلات دربرگيرنده
  • پوشيده نشدن خصوصيات فيزيکى ماده ى معدنى مورد کاوش توسط ديگر خصوصيات فيزيکى تشکيلات در برگيرنده.

 

بدين منظور ابتدابه شناسايى خصوصيت فيزيکى سولفات سديم ميپردازيم.سولفات سديم به صورت کانيهاى تنارديت و ميرابليت در طبيعت يافت ميشوند.که البته معمولا تنارديت با جذب آب در طبيعت بيشتر بصورت ميرابليت ظاهر ميشود .هر دو اين کانيها به دو صورت محلول و متبلور در طبيعت يافت مى شود.بخصوص ميرابليت متبلور داراى وزن مخصوصى در حدود 47/1 گرم برسانتيمتر مکعب ميباشد واز نظر مقاومت ويژه الکتريکى مقاومتى بيش از نمک و محلولهاى شورابه اى اطراف خواهد داشت.

در زير برخى از خصوصيات کانى ميرابليت را مشاهده ميفرماييد.

 

بنابراين با توجه به توضيحات فوق از دو روش ژئوفيزيکى که عبارتند از روش گرانى سنجى و روش ژئوالکتريک استفاده نموديم.

در مطالعه گرانى سنجى به دنبال مناطقى خواهيم بود که به دليل تمرکزى از اين کانى هابخصوص بصورت متبلور وزن مخصوص کمترى را نسبت به ساير مناطق در برگيرنده شاهد باشيم.برداشتهاى ژئو الکتريک نيز باهدف پيدا کردن لايه هايى با مقاومت بيشتر د ربين لايه هاى رس و مارن که ميتواند معرف وجود تمرکزى مشخص از وجود سولفاتهاى سديم به صورت جداگانه و متبلور در بين لايه هاى رس ومارنى که داراى مقاومت ويژه ظاهرى کمتر هستند ،صورت پذيرفت.

تئورى روشهاى ژئوفيزيک

در اين فصل تئورى و روشهاى ژئوفيزيکى بکار رفته در منطقه اکتشافى به شرح زيرتوضيح داده مى شود.

اصول و کاربرد گرانى سنجى

گرانى سنجى روشى است که د رآن ميدان گرانش يا جاذبه زمين اندازه گيرى مى شود .اصول کار دستگاه گرانى سنج يا به به بيانى گراويتى متر بر اصل قانون جاذبه نيوتن استوار است.بطور اختصار ساختمان دستگاه گراويتى متر از يک فنر حساس و يک وزنه که مجموعا د رمحفظه اى خالى از هوا و در محيط خلاء قرار گرفته تشکيل شده است.تمام اجرام پيرامون وزنه دستگاه طبق قانون نيوتن نيروى جاذبه اى مطابق با فرمول زير بر آن وارد ميسازد:

F=K.m/r2

که در آن F نيروى جاذبه بر حسب نيوتن ،m جرم بر حسب کيلو گرم ،r فاصله جرم با مرکز کره زمين وK ضريب ثابت است.

با اين ترتيب هنگام اندازه گيرى يک ايستگاه توسط گراويمتر در واقع برآيند نيروهاى بسيارى از قبيل جرم موجود در زير دستگاه ،جرم موجود در اطراف ايستگاه و حتى اثر جاذبه کره ماه بر دستگاه (اثر جذر ومد)را اندازه گيرى مينماييم.با استفاده از محاسبات رياضى ميتوان اثر هريک از نيروها را بر وزنه دستگاه گراويمتر محاسبه نمود.

مهمترين نيروهاى موثر بر دستگاه گراويمتر عبارتند از:

  • اثر نيروى جاذبه کره ماه (جذر ومد)
  • فاصله ارتفاعى دستگاه گراويمتر از سطح ژئوئيد يا سطح دريا با يک ايستگاه مبنا(اثر هواى آزاد)

 

دیگر صفحات شرح کامل » 1 2 3 4